خرید بک لینک
گاه مینشینیم و از رنجهای رفته سخن میگوییم. گاه به عمق دردها میرویم بلکه از آنجا منفذی برای تسکین پیدا کردیم. گاه با عصبانیّت خاصّی بر سر آنها که باید فریاد میزدیم و نزدیم سر هم داد میزنیم و تلاطم است که همچون برادههای یک آهن از زیر شکنجههای قلب سخت شدۀ خویش جمع میکنم. جالب آنجاست که بارها بیآنکه خود متوجّه باشم از اشتباه بزرگش صحبت میکنیم و من همچون یک همدرد واقعی با او همراهی میکنم و در این بین حتّی یک ثانیه هم به ذهنم خطور نمیکند که من، این جان عذاب کشیده، محصول مشترک زن و مردی هستم که با مرگ یکی از آنها خیلی زود از خوشبختی فاصله گرفتند. گا

برچسب: نویسنده: ایلیا رستگار تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 23:29

سالها فلسفه بافتم و به ریز و درشت مسائل ورود پیدا کردم. چه شبها و روزها که در اندیشۀ موضوعی که مثل خوره به جانم افتاده بود سپری شد. یاد حرف سقراط میافتم که گفته بود: «ازدواج کنید، اگر زن خوبی نصیبتان شد خوشبخت میشوید اگرنه مانند من فیلسوف خواهید شد.» تمام روزها و شبهای ملالآوری که گذراندم همگی پر از فلسفههایی بود که جز بار افسردگی هیچ چیز دیگری حاصل نداشت گویی که بدبختی را به همسری گزیده باشم. میخواهم قلبم را که از نو زنده شده است آذینبندی کنم. شکوفههایی که در طول سالها له شده بوند دوباره بکارم و آبشان دهم. لباس نو بر قامت روحم بپوشانم و حالم

برچسب: تو را به جای همه کسانی که,تو را به جای همه زنانی,تو را به جای همه ی کسانی که,تو را به جای تمام کسانی که,تو را به جای همه روزگارانی,تو دلت را جای من بگذار,تو را به جای تمام,تو را به جای تمام زنانی,تو جایی نمیری بابک مافی, نویسنده: ایلیا رستگار تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 21:28

احوالاتی وجود دارند که هیچ کلمهای بار سنگین آنها را بر دوش نمیکشد به ناچار باید هزار بار بنویسی و پاک کنی و در آخر هیچ چیزی برای گفتن نداشته باشی. شاید در نیمهشبی تاریک که با نور مهتاب جان گرفته تنها در آغوش شخصی خاص بتوان این دردها را القا کرد و فهماند بیآنکه هیچ لبی برای بردگی کلمات، تکان خورده باشد و هیچ قلمی در اسارت یک شوریدهسر مجبور به چرخش شود. قلم در دست نشستهام و با وجود های و هویی که این روزها در اطراف خود به پا کردهام تنهایی بیشتری احساس میکنم. در گیر و دار افکار و اوهام خویش بودم که چشمم به عکس گوشۀ وبلاگم افتاد. پسرکی سنگی که

برچسب: نویسنده: ایلیا رستگار تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 21:28

امشب از آن شبهاییست که هیچ میلی برای نوشتن ندارم و تنها چون برخلاف عادت روزانۀ گذشته پس از مدّتها پشت سیستم نشستهام چند کلمهای به زبالۀ جملات بشر اضافه میکنم. هنجارشکنی همیشه بد نیست هرچند رفتار تو خلاف عقاید چندین هزارسالۀ دوپاها باشد و بخاطر حرفت تو را سرزنش یا مجازات کنند. حتّی ممکن است ترس و نگرانی گستردهای همیشه در درونت لانه کرده و بدتر اینکه این ترس و نگرانی و احتمالاً ضربه از جانبی باشد که از ذهن سایرین هم غیرممکن به نظر برسد. آنچه انسانها را از هم دور میکند، قلّادههاییست که با میل خویش بر گردن عقل خود انداختهاند و قداست حا

برچسب: نویسنده: ایلیا رستگار تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 21:28

لیاقت و دارایی یکی از بیتناسبترین رابطهها در دنیا هستند. چه تلاشهای بسیاری برای یک لقمه نان که بیمزد میمانند و چه مغزهای بیکفایت و دستانی نرمتر از دست زنان که برای ولخرجی آنچه بیزحمت نصیبشان شده سردرگم هستند و من امشب نیز به این نکته فکر میکنم که هیچ رحمی در جهان وجود ندارد و دوپاها هرگز حاضر نمیشوند همه در یک مسیر مشخّص برای بدست آوردن آنچه لیاقت دارند قدم بردارند چرا که صندلیهایی وجود دارند که محکمتر از قویترین چسبها به شلوار صاحبانشان چسبیدهاند و مریضهایی هستند که میخواهند جز عدّۀ معدودی مثل خودشان طعم رفاه را نچشند و

برچسب: افسانه ای به نام بوفون,افسانه ای به نام لیونل مسی, نویسنده: ایلیا رستگار تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 21:28

صفحه بندی